محمد يوسف حريرى
24
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
ا ائمهء ضلالت وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ ( قصص - 41 ) امامانى كه رهبران ضلال و گمراهى هستند و ائمهء نارند كه فرمان خويش را بر فرمان خدا مقدم مىدارند و حكم خويش را قبل از حكم او مىشمرند . اينان دعوت به ضلالت مىكنند و گروهى دعوتشان را پذيرا مىشوند و اينان در دوزخند ( تفسير نمونه ، ج 16 ، ص 91 به بعد - اعتقادات ، ص 126 ) ائمهء كفر فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ ( توبه - 12 ) قرآن فرمان مىدهد تا با رؤساى كفر و گمراهى پيكار كنند ، و اينكه بالخصوص دستور پيكار با آنان را صادر فرموده بدان جهت است كه آنانند كه پيروان خود را گمراه كنند . ( مجمع البيان ) ائمهء هدايت وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ( انبياء - 73 ) امامانى كه پيشواى متقين در مسير هدايت هستند كه فرمان خدا را بر فرمان خلق و ارادهء خود مقدم مىشمرند . ( تفسير نمونه ، ج 16 ، ص 91 به بعد - اعتقادات ، ص 126 ) ابابيل ( ا ) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ( فيل - 3 ) 1 . مرغانى كه براى شكستن و پراكندن اصحاب فيل آمدند . ( لغات قرآن ) 2 . ابابيل نام آن پرنده نيست بلكه معنى وضعى دارد به اين معنى كه پرندگان مزبور ( كه بنابر مشهور شبيه به پرستو و چلچله بودند ) گروه گروه از هر طرف به سوى لشكر فيل آمدند ( تفسير نمونه ) اباريق ( ا ) بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ ( واقعه - 18 ) واژهايست كه در توصيف بهشت آمده جمع ابريق به معنى ظرف آب ( آبريز ) ، و احتمالا ريشه ابريق از واژهء ايرانى آبريز است . ( بينات - ش 7 - ص 61 و 62 ) اب الاول لتفسير قرآن از القاب ابن عباس است ( بينات - ش 28 - ص 103 ) ابد ( اب ) ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً ( كهف - 3 ) هميشه . پيوسته . زمان مستمرى است كه قطع